زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها در شهر شام
شاعر : غلامرضا سازگار
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن
قالب شعر : غزل
شامیان خنده به زخـم جگر ما نزنید سـاز بـا نــالـۀ ذرّیـۀ زهــرا نـزنـیـد
سر مردان خدا را به سر نیزه زدید مرد باشید دگر سنگ به زنها نزنید
علی و فاطـمه در جمع شما اِستادند پیش چشم علی و فاطمه ما را نزنید
به اسیری که بُوَد در غل و زنجیر زدید به یتیمی که دویده است به صحرا نزنید
رقص شادی جلوی محمل زینب نکنید پای سرهای بریده به زمین پا نزنید
بگـذاریـد بـرای شـهـدا گـریـه کـنـیم خـنـده بر داغ دل سـوختـۀ ما نـزنید
کشتن فاطمه بین در و دیوار بس است تازیـانـه به تـن زینب کـبـری نـزنید
به تمـاشای سـر پـاک حسین آمدهاید اینقـدر دست به هـنگـام تماشا نزنید
سخن «میثم» دل سوخته را گوش کنید: دوسـتان! غـیر در خانۀ مـولا نزنید
|